حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
468
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
نهاده است ، و كز آن ناقص كردانيد « 1 » ، و در نقصان آن با ايشان ميل « 2 » و حيف « 3 » كرد ، و بر طسق « 4 » زياده كرد . و غايت و نهايت آن چهار درهم يا پنج درهم بود ، او بشش درهم و پنجدانك درهمى برسانيد . و اين كز خلاف كز وافره « 5 » است ، كه آن را « كز شاه اصفهانيّه » ميكويند . و پس از آن صالح « 6 » بن شيرزاد « 7 » بنهاوند والى شد ، و حدودهآىء آن از نواحى آن و نواحى كرج « 8 » ، در هر ديهء بعلّت چراكاهها و علف زارها از برآىء دوآبّ خلفا كه بشبر « 9 » امير بستده بودند قطع كرد ، و باز بريد ، و آن را حيازات نام نهاد .
--> ( هفت بار مال را به قم وضع كردهاند ، و آن را به اصطلاح اهل ديوان هفت وضيعه مىگويند ، و هفت طسوق ) . ( 1 ) . بدين معنى كه طول واحد اندازهگيرى مساحت زمينهاى كشاورزى را ، كه پيشتر طولانى بود كاهش داد ، بدين گونه كه اگر گز اندازهگيرى مساحت آن برابر 5 ذراع بود ، آن را به 4 ذراع كاهش داد ، كه موجب افزايش مساحت زمين و افزايش ماليات و خراج مىگرديد . ( 2 ) . ميل : انحراف از روش مستقيم . ( 3 ) . حيف : از ماده « حاف ، يحيف ، حيفا » به معناى ظلم و جور است . ( 4 ) . طسق : خراج . ( 5 ) . وافره : برگرفته از ماده « وفور » به معناى فراوانى ، و در اينجا به معناى گزى كه در آن نفع و سود كشاورز و زميندار مورد توجه بوده ، و با آنها در اندازهگيرى زمين به مسامحت و گشادى رفتار شده است . ( 6 ) . در نسخهء اصل اين نام بر طبق رسم الخط عربى با حذف الف ميانى ( صلح ) ضبط شده است . ( 7 ) . ؟ ( 8 ) . مقصود كرج أبى دلف است كه شهرى بوده در نزديكيهاى شهر كنونى اراك در قرن دوم و سوم هجرى ، و آن را أبو دلف قاسم بن عيسى عجلى بساخت ، و حاكمنشين بخشهاى وسيعى از بلاد جبل بود . ( معجم البلدان : كرج ) . ( 9 ) . ضبط اين كلمه در نسخهها متفاوت است ، در نسخه اصل ( بشير امر ) ، و در نسخه ( 2 ) ( بشبر امير ) ، و در نسخه چاپى : ( بشر امير ) آمده است .